محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
238
اكسير اعظم ( فارسى )
بسد كهربا زهرمهره سوده مرواريد سوده به گلاب آمله پوست بيرون پسه گل نيلوفر گل گاو زبان حب الآس هر واحد يك درم مغز تخم خيارين مغز تخم كدو شيرين هر يك دو درم زعفران كافور هر يك دو دانگ ورق نقره يك درم قند سفيد سه چند ادويه . و اگر سرفه بسيار باشد صمغ عربى بريان رب السوس تخم خشخاش سفيد گل ارمنى هر واحد يك درم افزايند . نقوع نافع تب دق [ صفت آن ] گلوى سبز نيم كوفته يك توله اصل السوس مقشر نيم كوفته شش ماشه تخم خطمى خبازى شاهتره گل نيلوفر هر يك هفت ماشه در پاو آثار آب گرم شب بخيسانند صبح آب صاف گرفته شيره تخم كاهو و تخم خرفه هر يك شش ماشه در آب مذكور برآورده نبات سفيد يك نيم توله داخل كرده بنوشند و چند روز بر اين مداومت نمايند . ياقوتى بارد نافع تب دق و بخار سوداوى سوخته تأليف حكيم علوى خان [ صفت آن ] مروايد ناسفته كهرباى شمعى هر واحد هشت ماشه ياقوت سرخ عنبر اشهب كافور هر يك دو ماشه ورق طلا يك ماشه ورق نقره يك و نيم ماشه گاو زبان سه ماشه زعفران سه ماشه بسد محرق ابريشم مقرض هر يك شش ماشه آمله در شير پرورده چهار توله و شش ماشه صندل سفيد يك توله طباشير به همين گشنيز مقشر پوست بيرون پسته گل نيلوفر گل سرخ هر يك هفت ماشه شربت سيب شيرين شربت انار شيرين ولايتى عرق بيدمشك گلاب عرق گاو زبان هر يك دو توله نبات سفيد نيم سير بدتسور مقرر مرتب سازند خوراك يك درم . اقوال مدققين : [ صاحب كامل ] صاحب كامل مىنويسد كه در اول امر هنگامى كه قوت متماسك و بر اعضا گوشت باشد و بدن نيك حال بود و نبض دقيق صلب نباشد و سائر علامات مشتبه باشد و خوب ظاهر نشود در آن صحت و صلاح ممكن بود چون به تدبير لايق تدبير نمايند و اول آنچه لائق استعمال بود اين است كه مسكن ايشان در فصل گرما اندر موضع سرد باشد كه در آن هواى شمالى وزد و يا حوالى او ظروف گلى نو پر از آب سرد شيرين نهند و رياحين بارد مثل گل سرخ و نيلوفر و بنفشه و گل سيب و امرود و برگ بيد و برگ انگور و مورد تر و صندل و گلاب و كافور پيش او دارند و خواب بر فرش نرم كنند . و اگر فصل سرما بود در جاى معتدل الهوا بنوعى كه از آن فراشا نگردد ساكن باشند و از تعب و حركت و بيدارى و گرسنگى و تشنگى و جماع بازدارند و تحريك غضب و غم نسازند و هر روز ماء الشعير با نبات به قدر حاجت بدهند و بعد نوشيدن آن جلاب و شربت خشخاش يا شربت عناب به قدر دو اوقيه به آب سرد دهند و در آبزن كه آب او شيرين نيمگرم باشد درآيند و بعد از خروج آن بچوزهء مرغ يا پاچهء بزغاله بطور اسفيدباج به چيزى از كدو يا بيخ كاهو و اسفاناخ و قطف پخته غذا سازند و در بعض اوقات حريرهء معمول از آرد سفيد به شكر و روغن بادام و از اطريقه بخورند و گاهى بماهى هاربى بطور اسفيدباج يا بريان به روغن بادام يا كباب آن در آب و نمك انداخته و گاهى با دوغ بز نوسن و صحيح الجسم غذا كنند . و اگر در آنجا تب ظاهر نباشد و آهسته بود به شير تازه و لا سيما به شير خر غذا سازند و بيضهء نيمبرشت ايشان را موافق بود و كذا مغز خيار و بادرنگ و بيخ كاهو و بيخ كاسنى هر دو مربى و مانند آن و غذاى ايشان در روز دو مرتبه اندك اندك به مقدار يك معده و به سرعت هضم كند و اعضاى آنها قبول كنند بايد داد و از فواكه انار شيرين و شفتالو نبطى و سيب پخته و عناب تر بخورند و اكثار اينها نكنند و انجير و انگور بد نيست اگر مقدار معتدل و پخته باشند و موز بخورند و از حلواها آنچه بخشخاش تر و شكر و آنچه از بادام تر يا به مغز تخم كدو شيرين و مغز تخم خيار و مانند آن بسازند و ايشان را از آب سرد منع نكنند و از اغذيهء حار يابس پرهيز كنند و بر سينه و جگر پارچهء مبلول به صندل و گلاب و بقير و طى معمول به گلاب و آب خرفه و آب گشنيز تر و آب حى العالم و روغن گل و روغن بنفشه بدارند . و چون پارچه گرم شود با سردتر از آن تبديل سازند و به روغن بنفشه جيد و مربى به مغز تخم كدو و روغن نيلوفر استنشاق نمايند و لباس ايشان پارچهء كتان ملائم مثل تسترى و قصب باشد اگر ممكن بود . و اگر پارچهء ايشان به صندل و گلاب رنگين كردن توانند در قوت نفوس و اعضاى ايشان بيفزايد . و اما كسى كه در آن چيزى از علامات ذبول ظهور كند و تب ظاهر بود بايد كه از هواى سرد حذر نمايد تا نزلات عارض نگردد و هر روز قبل از طلوع آفتاب قرص كافور به آب انار يا آب هندوانه يا ماء القرع يا ماء الخيار بدهند و چون آفتاب طلوع كند ماء الشعير كه در آن خشخاش و عناب پخته باشند و بر آن روغن بادام شيرين يا روغن تخم كدو يك مثقال چكانيده بنوشانند و بعد سه ساعت از آن اندك شربت خشخاش يا شربت عناب يا جلاب بدهند و در آبزن آب شيرين كه در آن گل نيلوفر و بنفشه و پوست كدو جوشانيده باشند بنشانند و اين در خانهء اوسط حمام و يا در جاى معتدل الهوا باشد و در خانهء گرم حمام داخل نكنند و نه در موضعى كه كرب يا عرق نمايند و در آبزن مكث معتدل نموده برآيند پس بر بدن روغن بنفشه يا روغن تخم كدو بمالند بعده نشف كنند و اندك صبر نموده غذا دهند به اسفيدباج گوشت بچهء مرغ و روغن بادام و اطريه و در آن قطعه كدو و مغز كاهو باشد و سائر آنچه مذكور شد و بعد عصر باز مثل صبح در آبزن نشانند و به دستور غذا دهند و اكثار از آن ننمايند و هنگام خواب جلاب يا شربت عناب لعاب بزرقطونا و لعاب بهدانه و شيره تخم خرفه كه در آب شيرين برآورده باشند با يك درم روغن بادام شيرين بدهند و سائر تدبير مبرد مرطب مع استعمال قيروطى مبرد به عمل آرند . صفت قرص كافور بگيرند مغز تخم كدو مغز تخم خيار مغز تخم خربزه هر واحد پنج درم گل سرخ رب السوس طباشير هر واحد سه درم صمغ عربى نشاسته كتيرا صندل سفيد هر واحد دو درم تخم خرفه يك درم كافور نيم درم تا نيم مثقال همه را باريك سائيده به لعاب